درس هشتم: از همه مهربان تر

فارسی دوم

📖 خوانش متن درس8

🎬 انیمیشن از همه مهربان تر

✏️ تمرین های درس8

📝 لغات تازه ی درس8

✍ املا از لغات درس8

✍ املای اوّل از متن درس8

✍ املای دوم از متن درس8

⭐بخوان و حفظ کن درس8 مثل یک رنگین کمان

🎬 انیمیشن مثلِ یک رنگین کمان

📕حکایت: همکاری

🎬انیمیشن همکاری

✅ آزمون تستی درس


یک روز از مادرم پرسیدم: «دعا یعنی چه؟»

مادر گفت: «دعا یعنی حرف‌زدن با خدا. در موقع دعا با خدا سخن می‌گوییم و از او یاری می‌خواهیم.»

وقتی فهمیدم دعا یعنی چه، تصمیم گرفتم که من هم دعا کنم. چون خیلی کارها هست که باید از خدا بخواهم در انجام دادن آن‌ها مرا یاری کند. من دعا می‌کنم که پدر و مادرم همیشه سالم باشند. دعا می‌کنم پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های مهربان پیش ما باشند؛ چون بازی کردن و حرف‌زدن با آن‌ها را خیلی دوست دارم. روزی از مادرم پرسیدم: «چرا همه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها را دوست دارند؟»

مادرم گفت: «چون آن‌ها بسیار مهربان هستند، همه را دوست دارند و به همه محبّت می‌کنند.»

خدا کسانی را که به دیگران محبّت و مهربانی کنند، دوست دارد.

خدایا، تو از همه مهربان‌تر هستی. من می‌دانم که تو انسان‌های مهربان را دوست داری. پس همیشه سعی می‌کنم با هم‌کلاسی‌هایم و حتّی بچّه‌های کوچک‌تر از خودم مهربان باشم تا تو مرا بیشتر دوست بداری!


بخوان و حفظ‌کن

مثلِ یک رنگین‌کمان

شاپَرَک آمد کنارِ پنجره
روی شیشه، مثل بَرگی دیده شد
دست بُردم تا بگیرم، او پرید
بَرگی انگار از درختی چیده شد
شاپَرَک باز آمد و آنجا نشست
بال رنگارنگِ خود را باز کرد
آفتابِ مهربان چون مادری
بال‌های نازُکش را ناز کرد
پشتِ شیشه، آفتابِ مهربان
می‌درخشید از میانِ آسمان
دیده می‌شد بال‌هایِ شاپرک
روی شیشه مثلِ یک رنگین‌کمان

جعفر ابراهیمی «شاهد»


حکایت

همکاری

حضرت محمّد (ص) و یارانش از شهری به شهر دیگری می‌رفتند. در راه خسته شدند. ایستادند تا کمی استراحت کنند و غذایی بخورند.

یکی از یاران گفت: «من حاضرم که غذا درست کنم.»
دیگری گفت: «من هم آب می‌آورم.»
به این ترتیب، هر یک از یاران، انجاِم کاری را پذیرفتند.

حضرت محمد (ص) فرمودند: «من هم هیزم جمع می‌کنم و می‌آورم.»
همراهان گفتند: «شما استراحت کنید.»

ولی حضرت محمّد (ص) نپذیرفتند و گفتند: «من هم مثل یکی از شما هستم، در سفر همه باید همکاری کنیم.»