فارسی چهارم
✍ املای اوّل از متن درس13
✍ املای دوم از متن درس13
✅ آزمون تستی درس13
مادر موسی، چو موسی را به نیل
در فِکند از گفتهی رَبِّ جَلیل
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گفت: «کای فرزندِ خُرد بیگناه
گر فراموشت کند لطف خدای
چون رهی زین کشتیِ بیناخدای؟»
وحی آمد: «کاین چه فکر باطل است؟
رهروِ ما، اینک اندر منزل است
ما گرفتیم آنچه را انداختی
دستِ حق را دیدی و نشناختی؟
در تو تنها، عشق و مهرِ مادری است
شیوهی ما، عدل و بندهپروری است
سطحِ آب از گاهوارش خوشتر است
دایهاش سیلاب و موجش مادر است
رودها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوییم ما، آن میکنند
ما، به دریا حکمِ طوفان میدهیم
ما، به سیل و موج، فرمان میدهیم
بِه که برگردی، به ما بسپاریاَش
کی تو از ما دوستتر میداریاَش!»
پروین اعتصامی
بخوان و حفظ کن: امید
شنیدستم که شهبازی کهنسال
کبوتر بچّهای را کرد دنبال
ز بیم جان، کبوتر کرد پرواز
به هر سو تاخت، تازان از پِیاَش باز
به دشت و کوه و صحرا بود پرّان
ز چنگِ باز شاید در بَرَد جان
اجل را دید و شُست از زندگی دست
درختی در نظر بگرفت و بنشست
نظر کرد آن نگون اقبال بر زیر
که صیّادی کمان بر کف به زِه تیر
به زیر پای، صیّاد و به سر، باز
نه بنشستن صلاح است و نه پرواز
به کلی رشتهی امید بُگسست
در آن دم دل به امید خدا بست
چو امّیدش به حق بود آن کبوتر
نجات از مرگ دادش حیّ داور
بزد ماری به شستِ پایِ صیّاد
قضا بر باز خورد آن تیر و افتاد
به خاک افتاد هم صیّاد و هم باز
کبوتر شاد و خندان کرد پرواز
پروین اعتصامی
