ستایش: به نام خدایی که جان آفرید

فارسی هشتم

📖 خوانش متن ستایش

📝 لغات تازه ستایش

📜معنی ستایش


به نام خداوند جان آفرین

حکیم سخن در زبان آفرین

خداوند بخشندهٔ دستگیر

کریم خطا بخش پوزش پذیر

پرستارِ امرش همه چیز و کَس

بنی آدم و مرغ و مور و مگس

یکی را به سر، برنهد تاجِ بخت

یکی را به خاک اندر آرد ز تخت

گُلستان کُند آتشی بر خلیل

گروهی بر آتش بَرَد ز آب نیل

به درگاهِ لطف و بزرگیش بر

بزرگان نهاده بزرگی ز سر

جهان مُتِّفق بر الهیتش

فرومانده از کُنهِ ماهیتش

بشر، ماورای جلالش نیافت

بَصَر، مُنتهای جمالش نیافت

تأمل در آیینهٔ دل کنی

صفایی به تدریج، حاصل کنی

مُحال است سعدی که راهِ صفا

توان رفت جز بر پی مصطفی

بوستان، سعدی