فارسی هشتم
📜معنی شعر ای وطن
✅ آزمون درس11
درس 11: پرچم داران
شعرهای میهنی، برای بیان حسّ غرور، عظمت و افتخار ملّی سروده میشوند. به هنگام خواندن این گونه متنها باید با حفظ استواری کلام و تأکید بر واژگان کلیدی متن، همچون «وطن…» لحن مناسب و آهنگ حماسی را به کار گرفت.
ایران، سرزمینی بزرگ و عزیز و شکوهمند است. سرزمینی که دین و زبان و فرهنگ و جسم و جان من و تو در آن پرورش یافته و اکنون پارهای از پیکرهٔ ماست.
اگرچه در طول تاریخ، ستمها و گزندهای فراوانی دیده، امّا هرگز ایمان، عزّت و ارادهٔ استوار خود را از دست نداده است.
میهنی که در دوران دفاع مقدّس، لحظههای تلخ و شیرین بسیاری را به چشم دیده و گرمی خون دلاوران را بر پیکر خود احساس کرده است و شهدای بسیاری را در دل خود جای داده و از گستاخیها و بیرحمیهای دشمن، خون دلها خورده است.
در دوران جنگ تحمیلی، خیل عظیم نوجوانان و جوانان بسیجی و جان برکفان ارتشی و سپاهی، این پهنهٔ خدایی را به بنیانی استوار و سدّی نفوذناپذیر و پایدار در برابر هجوم وحشیانهٔ صدّام و حامیان امریکایی او، تبدیل کرد.
در آن ایّام که دشمن، از آسمان و زمین، آتش بمب و موشک بر سر مردم بیگناه این سرزمین فرو میریخت، ایران سرافراز هرگز رنگ نباخت و برخود نلرزید و جنبوجوش خود را رها نکرد؛ پابرجا ماند و درس پاکی، پایداری و پاسداری را به انسانهای آزاده و دلزندهٔ جهان آموخت.
آری، در دوران دفاع مقدّس، جوانان مؤمن و سربازان شجاع این ملّت در برابر تازش دشمن، به لطف پروردگار مهربان، حماسههای شگفتانگیز آفریدند و پس از پایان جنگ تحمیلی، همّت و تلاش همین سربازان سربلند و دلاوران رشید، با علم و دانش و تخصّص و تعهّد درآمیخت، تا حافظ آبروی این سرزمین آسمانی و بیانگر فکر ایرانی باشد.
امروز نوجوانان شاداب و باایمان و جوانان سرزنده و پاک آیین میهن اسلامی، همانند قلل، استوار و پایدارند که مایهٔ عزّت و افتخار نسلهای امروز و فردایند و سیمای وطن را به زیور و شکوه خلّاقیت و نوآوری میآرایند و به لطف خداوند بزرگ در همهٔ عرصهها و میدانها پرچم ایران اسلامی را با سرود سرفرازی و آزادمنشی برخواهند افراشت.
ای وطن، ای دل مرا مأوا
ای وطن، ای تن مرا مسکن
ای وطن، ای تو نور و ما همه چشم
ای وطن، ای تو جان و ما همه تن …
نکتهای گویمت که گر شنوی
شاد، مانی به جان و زنده به تن
آدمی را چو هفت مهر به دل
نبُوَد کم شمار از اهریمن:
مهر ناموس و زندگانی و دین
عزّت و خاندان و مال و وطن
و آن که حبّ وطن نداشت به دا
مرده زان خوبتر به باور من
ادیب الممالک فراهانی
شعر خوانی: ای وطن من
ای ایستاده در چمنِ آفتابی معلوم
وطن من!
ای تواناترین مظلوم
تو را دوست دارم!
ای آفتاب شمایلٍ دریا دل
که نام خیابانهایت را شهیدان برگزیدهاند
ای فروتن نیرومد!
ایستادهایم در کنار تو، سبز و بلند
و تو آن درخت گردوی کهنسالی
و بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم،
تو ایستادهای
و پسران تو
مردان نیایش و شمشیرند
و مادران صبوری داری
و پدرانی به غایت، جرئتمند.
دوست دارم تو را
آن گونه که عشق را
دریا را
آفتاب را…
ای مجمع الجزایر گلها، خوبیها!
ای بهار استوار!
ای اقیانوس مواج عاطفه و خشونت…،
ای شکیبایی شکوهمند!
کجای زمین از تو عاشقتر است؟…
من از تو بر نمیگردم تا بمیرم
و مرگ در کنار تو زندگی است.
تو را دوست میدارم.
چقدر به اقیانوس میمانی!
برای تو و به خاطر تو
ای پهلوان فروتن!
خدا چقدر مهربانیاش را وسعت داد
در دورهای کویر طبس
آن اتفاق
یادت هست؟
نه من بودم و نه هیچ کس
خدا بود و گردباد..
وطن من، آه ای پوپک مؤدب!
ای رویین تن متواضع!
ای متواضع رویین تن!
ای وطن من!.
از آسمان سبز، سلمان هراتی
