فارسی نهم
✅ آزمون تستی درس12
اسلام، دینی جهانی است و پیامآور آن، حضرت محمّد (ص)، رحمت و سعادت برای جهانیان است. سخنان سرشار از حکمت پیامبر بزرگوار اسلام، مرز مکانی و رنگ روزگار ویژهای ندارد. طنین دلنشین کلام ایشان، فراتر از جغرافیای فرهنگی تاریخ بشری است و جانهای پاک، پیوسته مشتاق شنیدن آن هستند.
پیام پیامبر (ص)، گنجینه و آبشخوری است که انسانیّت، همواره برای تازگی و شکوفایی و شکوهمندی خود بدان، نیازمند است. در این درس، بخشی از سفارش پیغامبر اعظم (ص) به «ابوذر» را میخوانیم:
ای ابوذر، خداوند متعال به سیمای ظاهر و داراییها و گفتههایتان نمینگرد؛ بلکه به دلها و کردارتان مینگرد.
ای ابوذر، پنج چیز را پیش از پنج چیز، غنیمت شمار: جوانیات را پیش از فرا رسیدن پیری، تندرستیات را پیش از بیماری، بینیازیات را پیش از نیازمندی، آسایشت را پیش از گرفتاری و زندگیات را پیش از مرگ.
ای ابوذر، اگر دربارۀ چیزی که به آن علم نداری، از تو پرسیده شود، بگو نمیدانم تا از پیامدهای ناگوار آن در امان بمانی.
ای ابوذر به اندازۀ نیاز، سخن بگوی. گشادهروی و خندان باش که خدای تعالی، گشادهروی و آسانگیر را دوست دارد.
ای ابوذر، همنشین نیک بهتر از تنهایی و تنهایی، بهتر از هم نشین بد است.
مَثَلِ مؤمنان، جمله چون یک تن است؛ چون یک اندام را رنجی رسد، همۀ اندامها آگاهی یابند و رنجور شوند.
ای ابوذر، مبادا با برادر مسلمانت قهر کنی؛ زیرا کردار شایسته در هنگام قهر، به درگاه پروردگار پذیرفته نمیشود.
مومن برای رهایی از گناه و نافرمانی، بیش از گنجشکِ در قفس، تلاش میکند.
پیام پیامبر، (مجموعۀ نامهها، خطبهها، وصایا و سخنان حضرت محمّد (ص))، ترجمۀ خرّمشاهی و انصاری
حکایت: سیرت سلمان
سلمان فارسی بر لشکری امیر بود. در میان رُعایا چنان حقیر مینمود که وقتی خادمی به وی رسید، گفت: «این توبرهٔ کاه، بردار و به لشکرگاه سلمان بَر.»
چون به لشکرگاه رسید، مردم گفتند: «امیر است.»
آن خادم بترسید و در قدمِ وی افتاد.
سلمان گفت: «به سه وَجه، این کار را از برای خودم کردم، نه از بهرِ تو، هیچ اندیشه مدار. اوّل آنکه تکبّر از من دفع شود؛ دوم آنکه دل تو، خوش شود؛ سوم آنکه از عُهدهٔ حفظ رعیت، بیرون آمده باشم.»
روضهٔ خُلْد، مَجد خوافی
