درس10: خانواده ی بخشنده

هدیه های آسمان دوم

📖 خوانش متن درس10

🎬 انیمیشن درس10

✏️ تمرین های درس10

📝 نکات مهم درس10

❓ سوالات درس10

✅ آزمون تستی درس10


مامان با سعید کوچولو روی نیمکت بوستان نشست. دو کیک شکلاتی از کیفش در آورد و به کوثر و یاسین داد ولی ناگهان کیک یاسین از دستش روی زمین افتاد. چشم های یاسین پر از اشک شد.

کوثرناراحتی برادرش را که دید زود نصف کیکش را به او داد.
مامان کوثر را بوسید و گفت: « تو کار قشنگی کردی، دختر مهربانم. خدا بخشش به دیگران را خیلی خیلی دوست دارد.
کوثر پرسید: «خیلی خیلی! واقعاً؟»
بل مامان با لبخند سر تکان داد و گفت:« بله دخترم برای همین اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) خیلی بخشش می کردند؛ حتی چیزهایی را که خودشان هم دوست داشتند یا لازم داشتند به دیگران می دادند.»
یاسین پرسید: «مثلا چطوری؟»
مامان فکری کرد و گفت: «مثلاً … مثلاً روزی خانواده ی امام علی (عليه السّلام) روزه بودند. وقت افطار دور سفره نشستند. همان موقع، تَق تَق تَق، صدای در آمد. یکی از پشت در گفت: «من و بچه هایم خیلی گرسنه ایم. شما به ما کمک می کنید؟»

امام علی زود تصمیم گرفت به خاطر خدا، سهم غذایش را به مرد فقیر بدهد حضرت فاطمه و بچه ها حسن و حسین همین تصمیم را گرفتند.
آن شب، خانواده ی امام علی (علیه السّلام) غذایی برای خوردن نداشتند ولی خیلی خوش حال بودند که این کار را کردند… .

کوثر کنار مامان نشست و با شادی گفت: «من کمی ناراحت بودم که کیک کمتری داشتم؛ ولی الان مثل خانواده ی امام علی خیلی خوش حالم که این کار را کردم.» مامان، کوثر و یاسین را بغل کرد و گفت: «می دانید، بچّه های عزیزم! آنها خیلی بخشنده تر از ما بودند. پس چقدر خوب است که سعی کنیم مثل آنها باشیم و فقط به فکر خودمان نباشیم.»
یاسین گفت: «من هم میخواهم یک کار خوب بکنم.» و کیکش را از روی زمین برداشت. بعد آن را کنار باغچه برای مورچه ها ریز ریز کرد.