درس14: دعای باران

هدیه های آسمان دوم

📖 خوانش متن درس14

🎬 انیمیشن درس14

✏️ تمرین های درس14

📝 نکات مهم درس14

❓ سوالات درس14

✅ آزمون تستی درس14


چند ماهی است باران نیامده است. مردم شهر کوفه دور هم جمع شده‌اند.
یکی گفت: بیایید از بهترین بنده‌های خدا بخواهیم دعا کنند تا باران ببارد. آن‌ها به سوی خانه‌ی امام علی (علیه‌السّلام) رفتند.

– ای امیر مؤمنان! برای آمدن باران دعا کن!

امام نگاهی به جمعیت انداخت و به امام حسین (علیه‌السّلام) گفت: برای این مردم تشنه دعا کن!
امام حسین (علیه‌السّلام) دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! همه چیز را تو به ما بخشیده‌ای. از تو به خاطر نعمت‌هایت تشکّر می‌کنیم.
خدایا بندگان تو و زمین‌های تشنه منتظر باران هستند. بارانت را برای ما بفرست…
هنوز دعای امام تمام نشده بود که صدای رعد و برق در آسمان شهر پیچید. قطرات درشت باران صورت کودکان را نوازش داد. آن روز مردم شهر کوفه از باران سیراب شدند. بارانی که با دعای امام حسین (علیه‌السّلام) بارید!

بدانیم
دومین فرزند امام علی (علیه‌السّلام) در روز سوم شعبان به دنیا آمد. پیامبر خدا نوزاد را در آغوش گرفت، او را بوسید و نامش را حسین گذاشت.  پیامبر می‌فرمود: «هر کس حسین را دوست داشته باشد، خدا او را دوست.»
در زمان امام حسین (علیه‌السّلام) حاکم ستمگری به نام یزید بود. او به مسلمانان ظلم می‌کرد و به دستورات اسلام عمل نمی‌کرد. سومین امام ما، با یزید مبارزه کرد و در روز عاشورا شهید شد.