هدیه های آسمان دوم
🎬 انیمیشن درس20
✅ آزمون تستی درس20
از بالای تپّه، همه جا سرسبز و زیبا دیده میشود.
پدر و عمو در مزرعه مشغول کار هستند.
رضا، پسر عمویم با سفرهای در دست نزدیک میشود.
از تپّه پایین میآیم.
به کنار چشمه میرویم و دستهایمان را میشوییم.
آب چشمه زلال و خنک است.
به رضا کمک میکنم تا سفره را پهن کند.
چه غذای خوش مزهای آورده است!
پدر با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» شروع میکند.
و به ما میگوید: بچّهها! خدا این نعمتها را به ما داده است. پس غذا را با نام او شروع میکنیم.
من هم زیر لب میگویم …
نگاهم به عمو میافتد. او لقمهها را کوچک بر میدارد و با دهان بسته، آرام و بیصدا میجود.
بعد از غذا پدر خدا را شکر میکند و میگویید: الحمدلله، خدایا به همهی گرسنگان غذا بده!
من هم زیر لب دعا میکنم …
با کمک هم سفره را جمع میکنیم. من تکّههای ریز نان را پایین درخت میریزم.
گنجشکها روی زمین مینشینند و جیکجیک میکنند.
فکر میکنم آن ها میگویند: …
