اَللّٰه اکبر…. اَللّٰه اکبر…. و لِلّٰهِ الحَمد….
مردم دسته دسته خودشان را به مصلّی (محلّی که در آن، نمازهای پر جمعیت مانند نماز جمعه و نماز عید فطر خوانده میشود.) میرسانند.
همه لباسهای تمیز و زیبای خود را پوشیدهاند.
بوی خوش عطر در فضا پیچیده است.
من هم به همراه پدر و مادرم به مصلّی آمدهام، تا برای اوّلین بار در نمازِ عید فطر شرکت کنم.
جمعیت زیادی در مصلّی بزرگ شهر نشستهاند و همراه با امام جماعت، این کلمات را تکرار میکنند.
اَللّه اکبر …. اَللّه اکبر …. و لِلّهِ الحَمد ….
نماز عید، با شکوه فراوان شروع میشود.
امام جماعت پس از حمد و سوره، دستها را برای قنوت بالا میبرد و همه با هم دعای قنوت را زمزمه میکنند.
نماز که تمام میشود، همه با هم دست میدهند. عید را به هم تبریک میگویند و با شیرینی و شکلات از یکدیگر پذیرایی میکنند. امروز عید فطر است.
روزی که همهی مسلمانان خوشحال هستند و خدا را شکر میکنند؛ زیرا آنها توانستهاند ماه رمضان را با موفّقیت روزه بگیرند و به فرمان خدا عمل کنند.
همه با هم تکبیرها را ادامه میدهیم:
«اَللّه اکبر … اَللّه اکبر …لا اله الّا اللّه … اَللّه اکبر»
سپس امام جماعت رو به مردم میایستد و برای آنها سخنرانی میکند.
بعد از نماز و سخنرانی بلند میشویم. پدر میگوید: خوب است در این روز جشن، به دیدار دوستان و آشنایان برویم.
خوشحال میشوم. دوست دارم در این روز، به دیدن پدربزرگ و مادربزرگ بروم و از آنها عیدی بگیرم!
