معلّم با خطّی زیبا روی تابلو نوشت:
«گندم از گندم بروید، جو ز جو»
سپس رو به بچّهها کرد و پرسید: «چه کسی معنای این ضربالمثل را میداند؟» دستها بالا رفت.
رضا گفت: «یعنی اینکه اگر ما در زمین گندم بکاریم، گندم سبز میشود و اگر جو بکاریم، جو سبز می شود».
حسن گفت: «یعنی هر گیاهی از دانهی خودش به وجود میآید».
معلّم گفت: «بله؛ امّا این ضربالمثل، معنای دقیقتری هم دارد. چه کسی آن را میداند؟» همهی بچّهها به فکر فرو رفتند.
آقای معلّم ادامه داد: «بچّهها، تا حالا شنیدهاید کسی گندم بکارد و جو برداشت کند؟»
صادق گفت: «معلوم است که هر کس گندم بکارد، نتیجهی کار او برداشت گندم و هر کس جو بکارد، نتیجهی کارش برداشت جو خواهد بود. کسی نمیتواند جو بکارد و انتظار داشته باشد گندم برداشت کند!»
معلّم گفت: «درست است. هر کاری نتیجهی مخصوص به خود را دارد.
همهی کارهایی که انجام میدهیم، اینگونه هستند. چه کارهای خوب و چه کارهای بد! اگر کسی کار خوبی انجام دهد، حتماً نتیجهی خوبی در انتظار اوست و اگر کار بدی انجام دهد، نتیجهی بدی هم میگیرد.
بچّهها، شما چه کارهای خوب یا بدی را میشناسید که اگر کسی آنها را انجام دهد، نتیجهاش را میبیند؟!»
هر کس چیزی گفت.
علی گفت: «کار کردن. هر کس کار کند، مزد آن را می گیرد».
رضا ادامه داد: «مثلاً ……………………………………………………………………………. ».
کاظم دست خود را بالا برد و گفت: «تنبلی. هر کس تنبلی کند، نمیتواند کارهایش را به موقع انجام دهد».
معلّم ادامه داد: «کاملا درست است، هر کس در دنیا کار خوب یا بدی انجام دهد، دیر یا زود، نتیجهاش را میبیند. در این دنیا و جهان آخرت».
یوسف گفت: «جهان آخرت؟!»
آقای معلّم گفت: «بله، جهان آخرت. پس از این دنیا وارد جهانی میشویم که به آن جهان آخرت میگویند.
در آنجا بعضی از انسانها شادمان و بعضی دیگر ناراحت و نگران هستند.
این نتیجهی کارهایی است که در این دنیا انجام دادهاند.
بهشت هدیهای از سوی خدا به همهی کسانی است که ایمان میآورند و کارهای خوب انجام میدهند. مردم در بهشت به همهی آرزوهایشان میرسند».
