صدای نوحهخوانی و سینهزنی از هر کوچه و خیابانی به گوش میرسد.
بیشتر مردم سیاه پوشیدهاند و در دستههای عزاداری حرکت میکنند.
پرچمهای سرخ و سیاه در آسمان میچرخد و شکوه عزاداری را بیشتر میکند.
من و دوستانم دستهی عزاداری حضرت قاسم (یکی از فرزندان امام حسن علیهالسّلام که در روز عاشورا به شهادت رسید.) را تشکیل دادهایم. رضا مدّاحی میکند.
من و محمّد پرچم به دست گرفتهایم و در جلوی دسته حرکت میکنیم.
بعضی بچّهها سربند «یا حسین» بستهاند.
صدای اذان بلند میشود.
اللّه اکبر …
عزاداران برای خواندن نماز ظهر عاشورا آماده میشوند.
نماز، با شکوه برگزار میشود.
بعد از نماز، امام جماعت برای دستههای عزاداری صحبت میکند: «محرّم، ماه درس گرفتن است. امام حسین علیهالسّلام و یارانش شجاعانه از اسلام دفاع کردند و سرانجام در روز دهم محرّم به دست مردم نادان و ستمگر به شهادت رسیدند.
ما هر سال در این روزها یاد او و یارانش را زنده نگه میداریم؛ یارانی با ایمان، فداکار، شجاع و مهربان.»
صدای «یا حسین» مردم از گوشه و کنار به گوش میرسد.
بعد از سخنرانی بلند میشویم و به کمک دوستانم دستهی عزاداری را منظّم میکنیم.
همه زیر لب نوحهای را به یاد امام حسین علیهالسّلام و کودکان او زمزمه میکنیم…
