درس نهم یک جهان جشن!

هدیه های آسمان پنجم

📖 خوانش متن درس نهم

🎬 انیمیشن درس نهم

✏️ تمرین های درس نهم

📝 نکات مهم درس نهم

❓ سوالات درس نهم

✅ آزمون درس نهم


باز آن روز زیبا از راه رسیده است…
سلام و دیده بوسی و تبریک و هدیه و شادی؛
زمزمه‌ی ذکر زیبای «یا امیرالمؤمنین؛»
و سلام و صلوات!
پیر و جوان و کوچک و بزرگ، همه شادمان هستند.
همه، دست در دست هم تلاش می‌کنند تا یاد آن روز بزرگ را زنده نگه دارند.
چه جشن با صفایی! آسمان سراپا غرق نور است و زمین سراسر غرق سرور!
هر سال این جشن برپا می‌شود.
از آن روز، که آن ماجرا اتّفاق افتاد تا الان بیش از هزار و چهارصد بار است که این جشن زیبا را دیده‌ام.
چه روز بزرگ و بی‌نظیری بود! تک تک صحنه‌هایش در برابر چشمانم است!

سال دهم هجری است؛ ماه ذی الحجه، روز هجدهم ماه.
پیامبر و یارانش شادمان از انجام دادن مراسم نورانی حج به سوی مدینه باز می‌گردند. کاروان‌ها به منطقه‌ی غدیرخم رسیده‌اند و کم کم می‌خواهند از هم جدا شوند.
در همین لحظه پیامبرِ خدا فرمان توقّف می‌دهد و می‌فرماید: «آنها که جلوتر رفته‌اند، برگردند. صبر می‌کنیم تا آنها که نرسیده‌اند، برسند!»
حاجیان شگفت زده به یکدیگر نگاه می‌کنند.

– «چه شده است؟ این همه حاجی بایستند؟ آن هم در این هوای گرم و سوزان!»

کم کم خبر همه جا می‌پیچد.

– «پیامبر خدا می‌خواهند مطالب مهمّی را بیان کنند.»

نماز جماعت ظهر بر پا می‌شود؛ چه نماز پرخاطره‌ای!
به دستور پیامبر از جهاز شتران، منبری بزرگ ساخته می‌شود.
پیامبر خدا بر منبر می‌ایستد و سخنرانی خویش را آغاز می‌کند. علی ابن ابی طالب نیز در کنار پیامبر ایستاده است.
همه او را می‌شناسند و فداکاری‌هایش را بارها دیده‌اند.

من هم بارها او را دیده‌ام:
از آن آغاز که دیوار خانه‌ی کعبه در برابر مادرش شکافته شد و او در کعبه به دنیا آمد.
از آن هنگام که در بالای کوه نور در غار حرا همراه پیامبر خدا مشغول عبادت بود.
از زمانی که در کنار کعبه تنها مردی بود که در سنّ نوجوانی پشت سر پیامبر نماز می‌خواند.
در آن زمان که در روز فتح مکّه، روی دوش پیامبر رفت و بت‌ها را از بالای کعبه پایین انداخت.

مردم با شور و هیجان به پیامبر چشم دوخته‌اند و گوش می‌کنند.
پیامبر مطالبی بسیار مهم و ارزشمند برای مردم بیان می‌کند؛ سپس با صدایی بلند خطاب می‌کند:

«خداوند، جبرئیل امین را به سوی من فرستاد و فرمود: 

«یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه» (سوره‌ی مائده، آیه‌ی 67)
ای رسول خدا آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است برای مردم بیان کن که اگر بیان نکنی، پیام خدا را به مردم نرسانده‌ای.

و بعد دست علی علیه السّلام را در دست می‌گیرد و بالا می‌آورد و با صدایی بلند می‌گوید:

«مَن کُنتُ مَولاهُ فَهٰذا عَلِیٌّ مَولاهُ»
هر کسی من رهبر و سرپرست او هستم، این علی، رهبر و سرپرست اوست.

سپس پیامبر خدا دست به دعا بر می‌دارد:

«پروردگارا! با دوستان علی دوست باش و با دشمنان او دشمنی کن؛ پروردگارا یاران علی را یاری کن و بدخواهان او را خوار گردان.»

گل‌های لبخند بر لب همه می‌روید!
مردم دسته دسته جلو می‌آیند و با جانشین پیامبر بیعت می‌کنند.
در همین لحظه جبرئیلِ امین خدمت پیامبر خدا رسید و این آیه را هدیه آورد:

«امروز دین شما را کامل، و نعمت را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان آیین جاویدان شما پسندیدم.» (سوره‌ی مائده، آیه‌ی 3)

حاجیان کم کم از هم خداحافظی می‌کنند و شادمان و شتابان به سوی شهرهایشان می‌روند.
و من چقدر خوشحالم که هم شاهد روز غدیر بوده‌ام و هم در تمام جشن‌های غدیر نورافشانی می‌کنم.