درس هفدهم زیارت

هدیه های آسمان ششم

📖 خوانش متن درس هفدهم

🎬 انیمیشن درس هفدهم

✏️ تمرین های درس هفدهم

📝 نکات مهم درس هفدهم

❓ سوالات درس هفدهم

✅ آزمون درس هفدهم


زائران، با هر سن و سالی از چهار گوشه‌ی حیاط حرم داخل می‌آمدند. شور و اشتیاق ویژه‌ای در چهره‌شان پیدا بود؛ درست مثل پرنده‌های مهاجر که به ساحل دریا می‌رسند. گنبد حرم مثل خورشید می‌درخشید و کبوتران، دور صحن و گنبد و گلدسته‌ها پرواز می‌کردند.

روی فرش‌های صحن نشسته بودیم. مرضیه که غرق تماشای حرم شده بود، گفت: «اینجا چه قدر زیبا و با صفاست! به من که خیلی خوش گذشت!»

خانم مربی لبخند زد و گفت: «وقتی انسان، مهمان بانوی بزرگواری مثل حضرت معصومه (سلام اللّٰه علیها) باشد، معلوم است که به او خوش می‌گذرد».

لیلا از خانم مربی پرسید: «حضرت معصومه کیست؟»
خانم مربی گفت: «لیلا سوال خوبی کرد. انسان هرگاه به زیارت کسی می‌رود، خوب است درباره‌ی او شناخت داشته باشد. نام او فاطمه است و لقبش معصومه. بچّه‌ها کسی می‌داند چرا به ایشان معصومه می‌گویند؟»

غزل گفت: «معصومه یعنی پاک … به دلیل دوری از کارهای زشت و پرهیز از گناهان به این لقب مشهور شده است».

خانم مربی حرف‌های غزل را تأیید کرد و ادامه داد: «ده ساله بود که پدر گرامی‌اش توسّط خلیفه‌ی ستمگر عبّاسی به شهادت رسید و برادر عزیزش امام رضا (علیه السّلام) سرپرستی او را به عهده گرفت. او در سایه‌ی تربیت پدر و برادر، که هر دو امام بودند، به درجات بالایی از ایمان و دانش رسید. عقاید و احکام دین اسلام را خیلی خوب می‌دانست و بانوان شهر مدینه را راهنمایی می‌کرد».

سمیه گفت: «مگر حضرت معصومه (سلام اللّٰه علیها) در مدینه زندگی نمی‌کرد؟ چرا مرقدش در قم است؟»

خانم مربیّ گفت: «چه پرسش دقیقی! زمانی که برادر گرامی‌اش امام رضا (علیه السّلام) در خراسان بود، برای دیدار با برادرش عازم خراسان شد؛ امّا در آن سفر طولانی و دشوار، نزدیک شهر ساوه بیمار شد؛ سپس به قم آمد و بعد از چند روز در همین شهر از دنیا رفت».

سارا نگاهی به ساعت حرم کرد و گفت: «یک ساعت تا اذان ظهر فرصت داریم. می‌توانیم به زیارت برویم و بعد در نماز جماعت حرم شرکت کنیم»

خانوم مربی ادامه داد: «البتّه یادمان باشد که زیارت آدابی دارد. بهتر است با وضو باشیم، آرام و با احترام وارد حرم بشویم، زیارت نامه بخوانیم و برای دیگران و خودمان دعا کنیم».