هدیه های آسمان ششم
🎬 انیمیشن درس پنجم
✅ آزمون درس پنجم
نامش صفوان بود و کارش کرایه دادن شتر به مسافران.
از یاران امام کاظم (ع) بود و در عصر هارون عبّاسی میزیست؛ همان خلیفهای که مثل همهی خلفای عبّاسی به ستمگری و کینهتوزی و زراندوزی عادت کرده بود!
آن سال، هارون میخواست با درباریانش به سفر حج برود. او میخواست با سفر حج، فریبکارانه، خود را فردی دیندار، نشان دهد.
هارون به یکی از مأمورانش گفت: «تعداد ما زیاد است و شترانمان کم. برو و چند شتر از صفوان کرایه کن».
مأمور هارون نزد صفوان آمد و درخواست خلیفه را به او گفت.
صفوان لحظهای با خود اندیشید. از سویی هارون از دشمنان مولایش امام کاظم (ع) بود و از سوی دیگر از این معاملهی پرسود نیز نمیتوانست بگذرد؛ زیرا هارون شتران زیادی میخواست؛ آن هم برای چند ماه.
صفوان با خود گفت: «چه عیبی دارد؟ هارون شتران را برای سفر حج میخواهد و حج هم عبادتی ارزشمند است و از این راه به سود زیادی هم خواهم رسید!»
چند روز بعد خدمت امام کاظم (ع) رسید. چهره امام کمی گرفته بود.
– کار پسندیدهای نکردی صفوان!
صفوان شگفت زده شد.
– کدام کار؟!
– کرایه دادن شتران به هارون.
– هارون آنها را برای زیارت خانهی خدا میخواست نه برای تفریح و شکار!
– آیا دوست نداری هارون تا زمان پرداخت کرایه زنده بماند؟
– آری آری! دوست دارم زنده بماند تا برگردد و کرایهام را بپردازد.
امام کاظم (ع) فرمود: «هر کس زنده ماندن ستمگران را دوست بدارد از آنان است و در آتش دوزخ جای خواهد داشت».
صفوان از این هشدار مهم به خود آمد و سر به زیر افکند. برای نجات از ننگِ یاری کردن ستمگر، همهی شترانش را فروخت و به هارون کرایه نداد.
خدا در قرآن، همهی ما مسلمانان را برادر یکدیگر شمرده و به ما سفارش کرده است که به یکدیگر محبّت بورزیم و انسانهای با ایمان و نیکوکار را دوست بداریم. همچنین از کسانی که با دین خدا و پیامبر او و اهل بیتش (علیهم السّلام) دشمنی میورزند، دوری و راه خود را از آنها جدا کنیم.
خداوند در قرآن میفرماید:
مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم (سورهی فتح، آیهی 29)
محمد رسول خدا و یارانش، در برابر دشمنان کافر، سرسخت و استوار و با یکدیگر مهربان و نیک رفتارند.
